خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
6
نهج البلاغة ( فارسي )
پس هر چند گاه پيامبرانى فرستاد و به وسيلهء آنان به بندگان هشدار داد تا حقّ ميثاق الست بگزارند ، و نعمت فراموش كرده را به يادشان آرند . با حجّت و تبليغ ، چراغ معرفتشان را بيفروزند تا به آيتهاى خدا چشم دوزند . از آسمانى بالا برده و زمينى زيرشان گسترده ، و آنچه بدان زندهاند و چسان مىميرند و ناپايندهاند ، و بيماريهاى پير كننده و بلاهاى پياپى رسنده ، و هيچگاه نبود كه خدا آفريدگان را بىپيامبر بدارد ، يا كتابى در دسترس آنان نگذارد ، يا حجّتى بر آنان نگمارد ، يا از نشان دادن راه راست دريغ دارد . پيامبران كه اندك بودند و مخالفشان بسيار ، و در دام شيطان گرفتار ، در كار خويش درنماندند و دعوت حق را به مردم رساندند - . گاه پيامبر پيشين نام پيامبر پس از خود را شنفته ، و گاه وصف پيامبر پسين را به امّت خويش گفته . زمان اين چنين گذرى شد ، و روزگار سپرى . پدران رفتند و پسران جاى آنان را گرفتند تا آنكه خداى سبحان محمّد ( ص ) را پيامبرى داد تا دور رسالت را به پايان رساند و وعدهء حق را به وفا مقرون گرداند ، طومار نبوّت او به مهر پيامبران ممهور ، و نشانههاى او در كتاب آنان مذكور ، و مقدم او بر همه مبارك و موجب سرور ، حالى كه مردم زمين هر دسته به كيشى گردن نهاده بودند ، و هر گروه پى خواهشى افتاده ، و در خدمت آيينى ايستاده ، يا خدا را همانند آفريدگان دانسته ، يا صفتى كه سزاى او نيست به دو بسته ، يا به بتى پيوسته و از خدا گسسته . پروردگار آنان را به دو از گمراهى به رستگارى كشاند و از تاريكى نادانى رهاند . سپس ديدار خود را براى محمد ( ص ) گزيد - و جوار خويش او را پسنديد - و از اين جهانش رهانيد . او را نزد خود برد تا در فردوس اعلى نشيند ، و بيش سختى اين جهان نبيند . پس بزرگوارانه او را ديدار ارزانى داشت و او ميراثى كه پيامبران مىنهند براى شما گذاشت ، چه آنان امّت خويش را وانگذارند مگر با نشان دادن راهى روشن و نشانهاى معيّن :